آرزوهای بزرگ
پیپ با خواهری بدخلق و سختگیر و شوهرخواهرش، جو گارجری، آهنگری مهربان و نرمخو، زندگی میکند. پیپ روزی به گورستان میرود و با زندانیای فراری به نام «آبل مگویچ» روبهرو میشود. زندانی پیپ را تهدید میکند و از او میخواهد تا برایش غذا و سوهانی برای رهایی از غل و زنجیرِ دست و پایش بیاورد. پیپ هم از ترس، کاری را که زندانی خواسته انجام میدهد، اما زندانی فراری توسط مأموران دستگیر میشود.

